پندار این است که ما مانده ایم و شهدا رفته اند
اما حقیقت آن است
زمان ، ما را با خود برده است و شهدا مانده اند...
#شهید آوینی
پندار این است که ما مانده ایم و شهدا رفته اند
اما حقیقت آن است
زمان ، ما را با خود برده است و شهدا مانده اند...
#شهید آوینی
دلگیر نباش!
دلت که گیر باشد رها نمی شوی!
یادت باشد؛
خداوند بندگانش را به آنچه به آن دل بسته اند،
می آزماید...
و من در دلم چه ترسی دارم از این گیر دلم به تو....
سر به زیر و ساکت و بی دست و پا می رفت دل
یک نظر روی تو را دید و حواسش پرت شد.....
امروز یکی از دوستان دکلمه ای با موضوع *هفت درس مولانا* ارسال کرد. خیلی لذت بردم. برای اینکه تو هم بخونیش متنش رو برات به اشتراک میگذارم
*درس اول*
عشق را بی معرفت معنا مکن زر نداری مشت خود را وا مکن
________________________
*درس دوم*
گر نداری دانش ترکیب رنگ بین گلها، زشت یا زیبا نکن
____________________
*درس سوم*
پیرو خورشید یا آیینه باش هر چه عریان دیده ای افشا مکن
______________________
*درس چهارم*
ای که از لرزیدن دل آگهی هیچ کس را هیچ جا رسوا مکن
________________________
*درس پنجم*
دل شود روشن زشمع اعتراف با کس ار بد کرده ای، حاشا مکن
______________________
*درس ششم*
زر بدست طفل دادن ابلهی ست اشک را نذر غم دنیا مکن
_______________________
*درس هفتم*
خوب دیدن شرط انسان بودن است عیب را در این و آن پیدا مکن
من
بهشت را
نه در آسمان،
که در زمین
آن هم
با تمام مختصاتش؛
زیارت کردم!
آری،
درست
به وقت
دیدار یارانی هم دل!
آری من بهشت را در آرامش خودم
عشق ورزی بی مرز
در حس های خوب کنار تو
دیدم..
من بهشت را در انسانیت که چون رنگین کمانی از چشمانت بر من نمایان شد
دیدم...
لمس گنبد دوار و فیروزه ای بهشت را
خارج از جهان فیزیکی
در پرواز به سوی روح بلند تو
دیدم ...
آری آری من مثال یک فرشته شدن را در کلام کلام نور و نوشیدن سلام های تو
دیدم...
اما من هنوز یک بشرم ، یک زمینی و از جنس خاک
با همان چسبندگی های هنگام آمیختن با باران
و تشنه باراش دوباره آن آب آسمانی
من همانم، همان انسان خاکی
با دیدارت بر من ببار...
همیشه یادآوری میکنند که هرآنچه اثر مثبت و منفی است از انعکاس رفتار ماست و به قول مولانا "این جهان کوه است و فعل ما ندا / سوی ما آید نداها را صدا "
لذا ، این چند نکته را جهت یادآوری به خودم و تکرار مینویسم شما هم لذت ببرید..
نگیم ببخشید دیر کردم... بگیم ممنونم که منتظرم موندی
نگیم ببخشید که اینقدر حرف زدم ... بگیم ممنونم که به حرف هام گوش دادی
نگیم ببخشید که حسابی اذیتت کردم....بگیم ممنونم که اینقدر بهم لطف کردی
به یقین ،استفاده از جملات مثبت تاثیر بهتری هم روی خودمون و هم روی طرف مقابلمون خواهد داشت...
با توجه به اینکه بیان نکات اخلاقی به صورت داستانهای کوتاه بهترو موثرتر در ذهن آدمی باقی می مانند تا بیان صریح و نصیحتی...داستانی شنیدم خندیدم اما درونش به نکته ای جالب پی بردم به اشتراک میذارم شما هم بشنوید..
روزی همسایه ملانصرالدین به خانه ای او آمدو گفت ملانصرالدین گاو شما به گاو ما لگد زده و گاو ما رو کشته این تاوان داره؟
ملا گفت: چه تاوانی داره گاو شعورش نرسیده زده.. این چه تاوانی داره!!
گفتند:ببخشید اشتباه گفتیم گاو ما لگد زده گاو شما رو کشته!!!
گفتش:بله بعضی از فقها فتوا داده که تاوان داره.....
چه نکته اخلاقی درون این داستان طنز میبینی؟دوست دارم از شما بشنوم...
سلام و روز بخیر، دیروز گفتی کم اوردم ، از صبح به دنبال ی انرژی مثبت برای انتقال به تو که برام خیلی عزیزی بودم ، تا به این جملات رسیدم...( این متن رو بیش از ده بار خوندم ، و درهر بار خوندن هم کلی حس خوب دریافت کردم و ایمان دارم تو هم حس خوب دریافت می کنی )؛ این متن رو فاطمه خانم در اعلام نظر به یکی از پیام ها گذاشته بود، ضمن سپاس از ایشان ، متن را به امانت میگیرم و تقدیم وجود نازنینت می کنم...
"فرقی نمی کند آغازِ هفته باشد یا پایانش ...
صبح باشد یا شب ... بذرِ امید ؛
نه وقت می شناسد ،نه موقعیت ...
هر وقت بکاری ؛شبیهِ لوبیایِ سحر آمیز ،
با اولین طلوعِ آفتابِ خواستن ؛جوانه می زند ...
و تا آسمانِ موفقیت و توانستن ،اوج می گیرد ...
هرگز نا امید نباش ... !!!
نا امیدی ، تیشه ی بی رحمی ست به جانِ ریشه ی شعور و خوشبختی ات ...
پس تا دیر نشده ،
بذرِ جادوییِ امیدت را بکار ،و معجزه هایت را درو کن ... !"