سلام ای پیامت خوشحالی آدینه هایم....
در بحث انتظار و آمادگی برای ظهور ، بخش خودسازی و از آن مهمتر حق الناس در روایات و داستان های تشریف به زیارت صاحب الزمان بسیار پررنگ دیده و توصیه شده...امروز برای یادآوری و اهمیت این نکته به خودم داستانی که شنیدم برای شما دوست عزیزم تعریف کنم امیدوارم شما هم لذت ببرید و نظر دهید:
نقل شده دو دوست تصمیم گرفتند در عمل و اخلاق و حتی نیت و فکر تصفیه و خودسازی داشته باشند و بعد از آن حرکت کنند به سمت مکه و با این زحمتی که در تصفیه خود کشیده بودند به زیارت امام عصر نائل شوند.
در مسیر به مزرعه ای می رسند با خوشه های پر ، که ساقه ها همگی زرد شده بودند، یکی از دو نفر خم میشود و یک دانه گندم از میان خوشه دراورده و نگاه می کند و به زمین می اندازد.
رفیقش میگوید چرا اینکار را انجام دادی؟
:می خواستم ببینم گندم رسیده یا نه!!!
رسیدند مکه، عمره تمتع را به اتمام رساندند و حج را به جا آوردند ، یک شب برای طواف مستحبی رفتند.
یکی از دو نفر وجود مبارک امام دوازدهم را می بیند و می شناسد. امام به او محبت می کند و نوازش می کند.
عرض می کند: یابن الرسول الله رفیق دیگرم که برای زیارت شما با من همسفر بوده، شما را می بیند؟
فرمودند:خیر!!!
عرض کرد: یابن الرسول الله خیلی زحمت کشیده برای زیارت شما
فرمودند: بله ایشان آدم مومنی هستند، آدم خوبی هستند ولی در این مسیر چون بدون اجازه مالک گندم در دانه گندم تصرف کرد از زیارت من محروم شد.....
چشم آلوده کجا، دیدن دلدار کجا
دل سرگشته کجا وصف رخ یار کجا
قصه ی عشق من و زلف تو دیدن دارد
نرگس مست کجا همدمی خار کجا
سرّ عاشق شدنم لطف طبیبانه توست
ور نه عشق تو کجا این دل بیمار کجا
کاش در نافله ات نام مرا هم ببری
که دعای تو کجا عبد گنهکار کجا