سلام سخن اهل دل است، آنرا به جان مي نوشم

بار الها، ما را در بيان آنچه " تو مي خواهي " ياري ده!!

سلام دوست واقعی من...

نور و باران | جمعه بیست و سوم آبان ۱۳۹۹ | 12:17

دوستانی که به درد شما می خورند را چنین دریابید .

مردی گوسفندی ذبح کرده و آن را کباب نمود. به برادرش گفت برو و دوستان و اقارب را بگو که بیایند تا با هم این گوسفند را بخوریم . 

برادرش رفت و در  بین دهکده صدا کرد : آی مردم کمک کنید ، خانه ما آتش گرفته است . 

تعدادی اندکی برای نجات دادن آن ها آمدند . وقتی به خانه رسیدند ، با کباب گوسفند و نوشیدنی های رنگارنگ پذیرایی شدند . 

برادرش آمد و دید که کسانی دیگری آمده و گوسفند کباب شده را خورده اند .
  از برادرش پرسید :‌ چرا دوستان و اقارب را صدا نکردی ؟

برادرش گفت : این ها دوستان ما و شما هستند . کسانی که شما آنها را دوست و خویشاوند می ‌پنداشتید ، حتی حاضر نشدند تا یک سطل آب هم روی خانه شما که آتش گرفته بود بیاندازند . 

خیلی ها هنگام کباب و گوسفند دوستان آدم هستند .
 وقتی خانه آتش گرفت ،  یک سطل آب حتی روی خاکستر تان هم نخواهند ریخت .
قدر دوستان واقعی مان را بدانیم .

سیستم فرماندهی مأموریت گرا...

نور و باران | شنبه هفدهم آبان ۱۳۹۹ | 10:41

برگرفته از کتاب استراتژی جنگ، رابرت گرین، ترجمه مرجان ایزدی، صفحه 190

در هسته‌ی یک سپاه، ستاد کل نقش مهمی ایفا مهم می‌کند. افسران، سربازان، رهبران آموزش دیده، استراتژی‌ها و تاکتیک‌های گوناگون همگی در راستای اجرایی کردن اهداف ستاد کل هستند. یک پادشاه، نخست وزیر یا حتی فرمانده ممکن است بی کفایت و ناکارامد در جنگ ظاهر شود؛اما یک گروه از نیروهای برجسته و تعلیم دیده می‌توانند کاستی را جبران کنند. ساختار یک سازمان را هسته‌ی مرکزی تعیین می‌کند و می‌تواند عملکردها را با توجه به نیازها و شرایط خاص تغییر دهد. پس از هر جنگ، گروهی به مطالعه عملکردها می‌پردازند تا اشتباه‌ها را یافته و در نبردهای بعدی،از انجام آن اشتباهات بپرهیزند.

آفترگ تکتیک (Auftragstaktik)، سیستم فرماندهی مأموریت گراست. در زبان آلمانی دو واژه برای کلمۀ«فرمان»وجود دارد:آفتراگ (Auftrags) و بیفل (Befehl). بیفل به معنای اطاعت محض از دستور است. آفتراگ کلی تر بوده و به معنای اطاعت از روح فرمان است و لازم نیست دستور جزء به جزء رعایت شود. در این سیستم، همانطور که پیش‌تر هم اشاره شده است، مأموریت‌ها به افسران سپرده می‌شود. آن ها موظف به انجام وظیفه هستند؛ اما چگونگی آن بر عهده خودشان است، آنها بر اساس نتایج اقداماتشان قضاوت می‌شوند و در میان، چگونگی کسب نتایج چندان اهمیتی ندارند.

ساختار ارتش آلمان می‌تواند الگویی برای رسیدن گروه‌ها به اهدافشان باشد. اول، ساختار ستاد، سیال بود و به رهبران اجازه می‌داد تا آن را با نیازهایشان سازگار کنند. دوم، پیوسته همه چیز را بررسی می‌کرد و با توجه به آموخته‌هایش تغییراتی را به وجود می‌آورد. سوم، ساختار آن تکرار می‌شد و افسران ارشد، نیروهای زیردست را تعلیم می‌دادند. این نیروها به سربازان آموزش می‌دادند، همه چیز به خطوط پایین‌تر منتقل می‌شد و در پایان، به جای صدور دستورهای سخت گیرانه، فرمان مأموریت صادر می‌شد و افسران و سربازان آزاد بودند به هر روشی که تمایل دارند مأموریت را به انجام برسانند. به این ترتیب قدرت تصمیم گیریشان سریع‌تر می‌شد. تحرک بخش جدانشدنی از این سیستم است. مبنای این سیستم، فلسفه‌ی کار گروهی است. پس از تعلیم و تمرینات خلاقانه، می‌توانید به تصمیمات نیروهایتان اعتماد کرده و یک سبک جنگی نظیر دفاع، تهاجم و یا تحرک زیاد را مناسب با شیوه‌ی کارتان انتخاب کنید. اکنون زمانی که سپاهیان خود را در مأموریت‌هایشان رها می‌کنید می‌توانید به تصمیماتشان اعتماد کرده و به قدرتشان دلگرم شوید.

  • صفحه اصلی
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
آرشیو وب
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • اسفند ۱۴۰۱
  • بهمن ۱۴۰۱
  • آذر ۱۴۰۱
  • آبان ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۴۰۱
  • تیر ۱۴۰۱
  • خرداد ۱۴۰۱
  • اردیبهشت ۱۴۰۱
  • فروردین ۱۴۰۱
  • اسفند ۱۴۰۰
  • بهمن ۱۴۰۰
  • دی ۱۴۰۰
  • آذر ۱۴۰۰
  • آبان ۱۴۰۰
  • مهر ۱۴۰۰
  • شهریور ۱۴۰۰
  • مرداد ۱۴۰۰
  • خرداد ۱۴۰۰
  • اردیبهشت ۱۴۰۰
  • فروردین ۱۴۰۰
  • اسفند ۱۳۹۹
  • بهمن ۱۳۹۹
  • دی ۱۳۹۹
  • آذر ۱۳۹۹
  • آبان ۱۳۹۹
  • مهر ۱۳۹۹
  • شهریور ۱۳۹۹
  • مرداد ۱۳۹۹
  • تیر ۱۳۹۹
  • خرداد ۱۳۹۹
  • آرشيو

دریافت کد آمارگیر سایت

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای سلام سخن اهل دل است، آنرا به جان مي نوشم محفوظ است .