ای تغییر دهنده دلها و دیده ها.... بگردان حال ما را به نیکوترین حال
تغییر کردن حال یعنی نو شدن به نیکوترین حال ، نفسی تازه به روح دادن همچون نفسهای بهاری که زمین و شاخه ها را غرق گل می کند و با نثار این زیبایی ها به دنیا موجب پرواز روح میگردد
کنون نو شدن روح، نگرش و وجود این است که من بفهمم
چه بخشهای وجودی بن بست دارم
چه بخشهای روحی را میترسم به سراغش بروم
چرا که آن بخش وجودی خود را سرکوب کرده ام
زمینه هایی از زندگی که اجتناب می کنم به سراغش بروم
به علت تجارب تلخ گذشته از آنها پرهیز میکنم
زمینه هایی از زندگی که به علت فضای خانوادگی یا جامعه
من نیز آنها را نهی کرده ام و به سمت آنها نرفته ام
زیرا که اخلاقیات ، توانایی و فضای خانواده یا جامعه ام به آنها نمی خورده است
اصلا فرصت ها را نمی شناخته پس مرا از آنها ترسانده
حالا هر کدام از اندیشه ها را که به سمتش برویم و در دل تجربههاش وارد شویم ، یک دریچه جدید باز می کنیم، این میشود نو شدن ،تازه شدن و با این شکوفا شدن عطر خوب به دنیا بدهیم....
زمانی که نگرش مان را عوض کنیم می توانیم زندگی را تغییر دهیم...
امید که در این سال نو ، تلاشی باشد برای حال نو خود و همگی که ظهور حجت و منجی جز در آگاهی و خرد جمعی نخواهد بود...
شعر یعنی چشم تو! فالله خیر حافظا
بهترینم! کاش در فال من باشی فقط