دلبرا
تو چنان به دل نشستی
که چنانکه برون نمی توان کرد مه سپید ز شب سیه را
که جانم سیه و تو ماه آنی....
که تویی شاه بیت آخر من
و دلیل ماندن ها و امیدها
بمان و نرو
که به شوق ماندنت
ترانه می سرایم
و این تمام ناتمام من است...
دلبرا
تو چنان به دل نشستی
که چنانکه برون نمی توان کرد مه سپید ز شب سیه را
که جانم سیه و تو ماه آنی....
که تویی شاه بیت آخر من
و دلیل ماندن ها و امیدها
بمان و نرو
که به شوق ماندنت
ترانه می سرایم
و این تمام ناتمام من است...