سلام سخن اهل دل است، آنرا به جان مي نوشم

بار الها، ما را در بيان آنچه " تو مي خواهي " ياري ده!!

دوست داشتم بارها  بگویم ....

نور و باران | چهارشنبه هجدهم تیر ۱۳۹۹ | 15:43

اما گفتم نه .....

الان این متن رو گوش دادم و دوس داشتم برای تو که از منی نیز بفرستم..در ادامه همون عشق و عاشق خداوند شدن...

خدا را فقط نباید دانست، باید خدا را نوشید. باید خدا را چشید. باید خدا حس کرد. باید خدا را مصرف کرد. باید از خدا لذّت برد!

حسّ لرزش یک دختر و پسر جوان که در آستانۀ آشنایی و عاشقی هستند این حس چه لرزش زیبایی را در وجود انسان ایجاد می‌کند؟ خدا این حس را برای تجربه به بشر داده است تا کمی از حسّ ملاقات خدا هنگام پرستش را تصوّر بتواند بکند که چیست. منتها این حسّ نزدیک شدن یک زن و مرد، یک دختر و پسر، یک دو جنس مخالف، عاطفی و پاک و عاشقانه که باشد یک‌بار است، فوقش دوبار است، بیش از آن به هرزگی کشیده می‌شود یا به تکراری بودن و یا به دشمنی منجر می‌شود. ولی آن حس دائماً تازه می‌شود. حسّ پرستش زیباترین و هیجان‌انگیزترین حسّی است که یک انسان زن و مرد می‌تواند تجربه کند.

شما یک مدتی دستور گوش کنید این حسّ پرستش در تو بیدار می‌شود. به‌جای کلمۀ «دوستت دارم، عشق منی تو»، کلمات بالاتری روزگاران در تو متولّد خواهد کرد و این اوج شکوفایی است! مثل این کلمه، «تو را می‌پرستم. می‌پرستمت»؛ چیزی فوق دوست داشتن. هیچ‌وقت کودک که محتاج آغوش مادر است، هیچ‌وقت کودک که مأنوس با مادر است، تا از مادر جدایش می‌کنی وحشت‌زده گریه می‌کند، نمی‌تواند بگوید مادر تو را دوست دارم. فوق دوست داشتن است. فرصت گفتن دوستت دارم نیست.

ادعیه همه اینگونه هستند. بچه اگر بخواهد عاشقانه با پدر و مادر خودش حرف بزند یک کلمه بیشتر حرف ندارد برای زدن. آن هم می‌گوید مامان با من قهر نکن. ادعیه پر است از این سخن که خدایا با من قهر نکن. خدایا مرا به عذابت مبتلا نکن. تا به او چشم نگویی، تا دستورش را اجرا نکنی، به این حسّ پرستش نمی‌رسی. از حسّ پرستش بالاتر هم داریم؟ بله.!

من کی هستم که بخواهم راضی باشم یا راضی نباشم؟ من مال او هستم!

یک حسّی در انسان هست مثل کودکی که می‌خواهد مال بابا و مامانش باشد، که آدم را متعلّق به یک مولا می‌کند. آن روی سکۀ عبد یعنی ابرقدرت. می‌فرماید: «أطِعنی حَتّی أَجعَلَکَ مَثَلی»؛ اطاعت کن از من تا مانند من بشوی. مانند خدا بشوی! مانند خدا بشوی! مانند خدا بشوی! کُن فَیَکون بکنی. به رضایت تو زمین و زمان زیر و زبر می‌شود! به اخم تو به قهر تو، هستی نابود می‌شود. مانند من خواهی شد! «فی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلیکٍ مُقْتَدِرٍ». نزد من! پیش من! روی صندلی‌ای که من نشستم خواهی نشست. عبد یعنی این.

چه کسی دوست ندارد عبد بشود؟ کسی که نمی‌خواهد مانند خدا ابرقدرت بشود! کسی که به قدرت‌های اندک و لذّت‌های پست و حیوانی رضایت داده است! کسی که نمی‌خواهد بر کائنات سوار بشود و سلطۀ بر عالم داشته باشد! او نیاز ندارد عبد بشود. او همین حیوانی که هست کافی است. حسّ پرستش، یعنی من نمی‌توانم ندانم در کائنات چه می‌گذرد. من نمی‌توانم گردانندۀ عالم نباشم! «فی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلیکٍ مُقْتَدِرٍ». در اتاق کارگردانی تو خدایا برای عالم هستی، می‌خواهم کنار دست تو بنشینم. دستیار کارگردان بشوم.

اطاعت انسان را شکوفا می‌کند، به اوج خودشکوفایی اگر رساند چه کار می‌کند؟ آدم حسّ عبودیت پیدا می‌کند. حسّ عبودیت اگر در کسی پیدا شد بی‌مولا می‌میرد. انس‌اش با مولاست. خدا را فقط نباید دانست، باید خدا را حس کرد. تا به او چشم نگویی، تا دستورش را اجرا نکنی، به این حسّ پرستش نمی‌رسی...

  • صفحه اصلی
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
آرشیو وب
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • اسفند ۱۴۰۱
  • بهمن ۱۴۰۱
  • آذر ۱۴۰۱
  • آبان ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۴۰۱
  • تیر ۱۴۰۱
  • خرداد ۱۴۰۱
  • اردیبهشت ۱۴۰۱
  • فروردین ۱۴۰۱
  • اسفند ۱۴۰۰
  • بهمن ۱۴۰۰
  • دی ۱۴۰۰
  • آذر ۱۴۰۰
  • آبان ۱۴۰۰
  • مهر ۱۴۰۰
  • شهریور ۱۴۰۰
  • مرداد ۱۴۰۰
  • خرداد ۱۴۰۰
  • اردیبهشت ۱۴۰۰
  • فروردین ۱۴۰۰
  • اسفند ۱۳۹۹
  • بهمن ۱۳۹۹
  • دی ۱۳۹۹
  • آذر ۱۳۹۹
  • آبان ۱۳۹۹
  • مهر ۱۳۹۹
  • شهریور ۱۳۹۹
  • مرداد ۱۳۹۹
  • تیر ۱۳۹۹
  • خرداد ۱۳۹۹
  • آرشيو

دریافت کد آمارگیر سایت

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای سلام سخن اهل دل است، آنرا به جان مي نوشم محفوظ است .