سلام سخن اهل دل است، آنرا به جان مي نوشم

بار الها، ما را در بيان آنچه " تو مي خواهي " ياري ده!!

پاسخ به دلیل از خوبی ها نگفتن...

نور و باران | جمعه سیزدهم تیر ۱۳۹۹ | 14:37

به یقین همگی در طول زندگی دچار ناامیدی و شکست و ناراحتی میشیم...درد قسمتی از زندگیه...و نا امید شدن در این شرایط خیلی آسونه ..

از خودمون میپرسیم:اصلا این درد چرا داره برای من اتفاق میوفته؟؟اما مهم اینه که وقتی درد و سختی داریم چیکار میکنیم باهاش؟

درد ما رو تغییر میده!!!

حال اینکه درد چطور شما رو تغییر میده بستگی به خودت داره..میتونی بعدش بهتر بشی یا بدتر بشی...

میتونی بعدش شکست خورده باشی و از رویاهات دست کشیده باشی...یا میتونی با انگیزه بشی و با یه اشتیاق تازه جلو بری...

این درد و سختی نیومده که تو رو متوقف کنه!!!اومده که آماده ات کنه، بهترت کنه و توسعه ات بده...بدون رنج،  گنجی نیست...

هر موقعیت دردآوری، حتی اگه ازش خوشت نیاد داره یه جورایی بهترت میکنه...و یادمون باشه تنها میتونیم در موقعیت های سخت پیشرفت کنیم...

برای دردها و مشکلاتتون شکوه و شکایت نکنید.. بدون درد نمیتونستیم سرنوشت مون رو به جایی برسونیم...

درد رو فقط نکش (نقاشی)،بلکه ازش استفاده کن..

روزی توی کلاسهای زندگی متوجه شدم ماها عادت کردیم به آب رادیاتور خوردن به جای آب تمیز خوردن...

یعنی اطرافیان یا خود ما فقط غر میزنیم بدون توجه واقعی برای پیدا کردن راه حل و در واقع داریم انرژی دیگران رو میخوریم که این انرژی خودش آلوده اس برای بدست آوردن توجه و محبت دیگران، به جای خوردن محبت و توجه و عشق واقعی...

یاد نگرفتیم نوشانیدن عشق ‌‌ومحبت به دیگران ،داشتن صبر و تحمل در مراحل زندگی و انتشار خوبی‌ها و به قول تو انرژی مثبت برای عالم و اطرافیان، زلال‌ترین آبی است که به روح و دل خودمون میدیم...

نکته بعدی که با این جملاتت برایم یادآوری شد اینکه در مراحل آخر سفر قهرمانی زندگی بعد از فرزانه شدن ما وارد مرحله دلقک میشیم یعنی طوری میشیم که به اتفاقات حتی ناگوار میخندیم...

تا حالا شده  بعد از یه مراسم که خیلی سنگین بوده چند نفری به بعضی انفاقات اون روزا بخندیم و شاید ادای خودتون و بقیه رو هم در بیارید...

اینجا توی اون اتفاق شما به دلقک رسیدید یعنی داغ و مراحلش که درک یک فرزانه است رو گذراندید و متوجه واقعیت زندگی شده اید و حالا به خودمون و درک ناقص خودمون میخندیم در اون زمان ...

حال به اینکه اگر تمام خوبی‌ها و بدی‌های زندگی رو به دید دلقک زندگی و به مانند فرزانگان نگاه کنیم مطمعنا  بسیار لذت بخشتر از اتفاقات زندگی تعریف میکنیم ...

مثل تعریفی از کودکی وقتی ظهر از خونه میزدیم بیرون میرفتیم خارج از روستا و تعریف صدای جیرجیرک درختی وسط ظهر تابستون و گرما که چقد لذت بخشه ...

اینجا دیگر گرما تشنگی و خاک اون صحرا اذیت کننده نیست اصلا اینها در تعریف ما نمی آیند ...بلکه از جیرجیرک و بازی که با اون داشتیم و‌بالهای رنگیش با چه ذوقی تعریف میکنیم که کسانی که نبودند دوست دارند اون لحظه اونجا باشن...

و همیشه یادمون باشه خوشبخت خوشبخت نیستیم ،دنیا ما رو روی فرق سرش جا نداده اما زیرپاشم جا نداده(شکسپیر)..

  • صفحه اصلی
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
آرشیو وب
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • اسفند ۱۴۰۱
  • بهمن ۱۴۰۱
  • آذر ۱۴۰۱
  • آبان ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۴۰۱
  • تیر ۱۴۰۱
  • خرداد ۱۴۰۱
  • اردیبهشت ۱۴۰۱
  • فروردین ۱۴۰۱
  • اسفند ۱۴۰۰
  • بهمن ۱۴۰۰
  • دی ۱۴۰۰
  • آذر ۱۴۰۰
  • آبان ۱۴۰۰
  • مهر ۱۴۰۰
  • شهریور ۱۴۰۰
  • مرداد ۱۴۰۰
  • خرداد ۱۴۰۰
  • اردیبهشت ۱۴۰۰
  • فروردین ۱۴۰۰
  • اسفند ۱۳۹۹
  • بهمن ۱۳۹۹
  • دی ۱۳۹۹
  • آذر ۱۳۹۹
  • آبان ۱۳۹۹
  • مهر ۱۳۹۹
  • شهریور ۱۳۹۹
  • مرداد ۱۳۹۹
  • تیر ۱۳۹۹
  • خرداد ۱۳۹۹
  • آرشيو

دریافت کد آمارگیر سایت

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای سلام سخن اهل دل است، آنرا به جان مي نوشم محفوظ است .