نقل از آقای شفیعی کد کنی در کتاب نوشته بر دریا... از کتاب منطق الطیر شیخ فرید الدین عطار نیشابوری
در کنار دجله ، " روزی بایزید "
می شدی با جمع یاران و مرید
ناگهان بانگی ز بام کبریا
سوی او آمد که ای شیخ ریا !
میل آن داری که بنمایم به خَلق
آنچه پنهان داری اندر زیر دلق ؟
تا خلایق قصد آزارت کنند
سنگباران بر سر دارت کنند؟
گفت : یا رب میل آن داری تو هم
شمّه ای از رحمتت سازم رقم ؟
تا خلایق از عبادت کم کنند
از نماز و روزه و حج رم کنند ؟
پاسخش دادند که ای شیخ ز من
نی ز ما و نی ز تو ، رُو دَم مزن !
عزیز مهربونم ، پیام اصلی همچنان همان است که هست : رحمت الهی بر قهر و غضبش غلبه دارد . قهر خداوند ، با وجود آنهمه آیات و روایات و حکایات تکان دهنده و خوف آوری که در متون دینی و تاریخی مان ثبت است ، مقهور و مغلوب ِ رحمت و عشق و مهرورزی و کششهای عمیق و متقابل و پر چاذبۀ روحانی است . " ای آنکه رحمتش بر غضبش سبقت گرفته است. " یا مَن سَبَقَت رحمتُه غضبَه . " و خداوند ، رحمت و بخشیدن و مهربانی را بر خویش واجب کرده است . گویی خودش در محضر خودش سند رحمت و تعهد نامه رحمت و بیمه نامه رحمت را امضا کرده است !